تو این دو سه روز وبلاگ چند تا از دوستان سایت جادوگران رو دیدم که به نظر میامد به شدت با هم دعواشون شده . البته من طبق معمول میخوندم و از بحث ها لذت میبردم . ولی امروز یکی از دوستان از من خواست در مورد یک سری اتفاقات دو سال پیش هر چی لازمه توی نظر های یکی از وبلتگ ها بدم ولی من ترجیح دادم اینجا بنویسم
شاید لام باشه اول از همه توضیح بدم من چطوری با بچه های سایت جادوگران آشنا شدم.
من از سال 83 تو اون سایت عضو شدم. البته چون برای کنکور میخوندم اون موقع زیادنت نمیمدم و بیشتر از بخش حبر و گالری سایت استفاده میکردم تا بهمن 84 که ترم اول دانشگاهم تو بیرجند تموم شد و تونستم بیشتر توی بخش ایفای نفش سایت پست بزنم.
یادمه اول از همه با تعدادی از بچه های گروه اسلیترین (؟) آشنا شدم تا جایی که یادمه شهاب و مهرداد و سیما و بهاره و آیدن و یکی دو نفر دیگه . بعدش که یادمه آرمان ( الان سردبیر سایت آکادمی فانتزی) شخصیت لرد ولدمورت سایت جادوگران رو گرفت که از اونجا من با آرمان و بعدش با مونیکا آشنا شدم. اولین شخصی هم که از بچه های سایت جادوگران دیدم آیدین بود . بعدش توی یه میتینگ بقیه بچه ها رو دیدم. اما در مورد دوستانی که با هم بحث داشتن. بهتره طریقه آشناشدنم رو بگم
مسعود
یادمه من دنبال دی وی دی فیلم های هری پاتر بودم.حدودا اوایل تابستون 85 بود . ( ویرایش : من با مسعود از اسفند ۸۴ آشنا شدم ) توی چت باکس سایت جادوگران نوشتم و یه نفر به من جواب داد بعد از طریق پیام شخصی یکی دو بار ارتباط داشتیم. چون کسی که به من آدرس داد آدرسش جایی نزدیک خونه خودمون بود . من توی مسنجر ادش کردم ( یا اون منو اد کرد) که بیشتر در این مورد صحبت کنیم . اون شخص مسعود بود. من اون موقع موبایل نداشتم ( تیازی نداشتم بهش ) اون هم موبایل نداشت در نتیجه فقط از طریق نت با هم ارتباط داشتیم . یکی دو بار میخواستم ببینمش ولی میگفت ترجیح میده با بچه های نت ارتباط نداشته باشه ( یادم نیست دقیق شاید میگفت ترجی میده کمتر با آدم جدید ارتباط داشته باشه یا همچین چیزی ) بعدش هم که تابستون تموم شد و مسعود هم دانشگاه شمال قبول شد و تهران نبود یادمه پاییز همون سال بود که من شناسه لرد ولدمورت رو توی سایت گرفتم و مسعود هم جز کسانی بود که با گروه ما پست میزد تو همون پاییز اویلن باری بود که دیدمش .
به من گفت که سهراب بهم گفته (( تو تهرانی و هنوز حسین رو ندیدی؟ )) سر همین قضیه شد که ما با هم قرار گذاشتیم و همو دیدیم. تا جایی که یادمه اولین میتینگی که مسعود اومد تولد سایت جادوگران بود توی دی ماه 85 که من و ایدین و مسعود میدون رسالت همو دیدیم بعد سینا رو دیدیم و بعدش چهار نفری رفتیم میتینگ
کمیل
من کمیل رو از تابستون اد کردم . فکر کنم اولین بار با سهیل توی یکی از کنفرانس های مسنجر اومده بود . بعدش یکی از بچه ها یه سایت داشت که داد من براش زوپس نصب کنم و قرار شد موقتا من نگهداریش کنم . همون موقع بود که با کمیل بیشتر آشنا شدم و اون سایته رو با هم نگهداری میکریدم ( من و کمیل و سینا اصغری ) .همون موقع ها توی جادوگران خیلی ها رو جو فاینال فانتزی گرفته بود بعد ملت پیشنهاد دادن که یه سایت بزنیم برای فاینال فانتزی که فقط من و کمیل اون موقع پول گذاشتیم و دقیقا روز 15 ابان برای سایت هاست گرفتیم و همون روز هم من کمیل رو دیدم . از اون روز من با کمیل و توحید و سینا تو فاینال فانتزی کار میکردیم .
یادمه اولین بار که کمیل با من و توحید و آیدین میتینگ اومد که رفتیم پایتخت . بعد از اون قرار بود جشن تولد سایت بیاد که به خاطر تو ترافیک موندن نرسید
بعد از اون یادمه میتینگ های جادوگران رو بعضا میامد (البته خود من هم زیاد نمیرفتم)
————————————————————————
قرار بود تابستون سال 85 تو سایت جادوگران یه نظر سنجی بگذار کنن تا یه نفر رو به عنوان مسئول ایفای نقش ( تو سایت بهش میگن وزیر سحر و جادو) انتخاب کنن . ما همه از ایدین حمایت میکریدم و به نظر هم میرسید که ایدین انتخاب بشه ولی آخر کار یه نفر دیگه انتخاب شد ( فکر میکنم شناسه ققنوس ) . من هم اون موقع شناسه لرد ولدمورت رو داشتم . هیچ کدوم از ما نمیخواستیم اون شخص مسئول باشه و کلی هم درگیری مسخره سر همون قضیه پیش اومد .
البته مهمترین بخشش برمیگشت به پستی که کمیل زد. از وسط های پاییز میگفت من میخوام علیه این ها پست بزنم . میگفت من خیلی چیز ها در مورد این ها میدونم و این ها خیلی کار ها میکنن و … ولی من و توحید و تا حدی مونیکا جلوش رو میگرفتیم ( البته هیچ وقت دقیقا نگفت از کجا این موضوعات رو میدونه و چقدر میدونه ) بهمن ماه من به دلایل شخصی از سایت اومدم بیرون همون موفع ها هم بود که کمیل اون چست رو زد ( تو وبلاگش لینک پسته هست ) قبلش زمانی که من لرد بودم ما ( یعنی گروه مرگخوار ها ) با اون ها درگیری زیاد داشتیم. گه درگیری اصلی هم یادمه سر موضوعی مثل امتیاز دهی به اعضا سایت بود و یکی دو تا دیگه از برنامه های اون موقع وزیر سحر و جادو .
کمیل اون پست رو ( این ) بهمن ماه زد تو وبلاگش نوشته بود که من پست نزدم تو اون دعوا . که البته چون دیگه تو اون سایت نبودم دلیلی برای چست زدن هم نداشتم ولی میتونم بگم ما از چند ماه قبلش آماده این درگیری بودیم . یادمه اکثر کسانی که اون موقع مرگخوار بودن و خیلی از کسانی که تازه عضو شده بودن این طرف دعوا بودن و خیلی از بچه های قدیمی تر طرف دیگه ی دعوا اون موقعبچه های سایت تقریبا دو دسته شده بودن
من در مورد اون دعوا تا این حد میدونم که حدود یک ماهی ادامه داشت بعد هم با دخالت مدیر ها تموم شد ( فکر کنم شناسه کمیل هم بسته شد ) میتونم بگم غیر از خودم که تو سایت نبودم و توحید و مونیکا که ایران نبود و فکر کنم بهاره و مهرداد تقریبا همه بچه های ما پست زدن .
من دقیق در جریان اون درگیری ها نیستم چون اون موقع به سایت سر نمیزدم و تا تابستون بعدش که شهاب شخصیت لرد ولدمورت رو گرفت به سایت برنگشتم بعدش هم که بهنام لرد شد و بعدش هم بهاره و من هم تا حدی که از دستم برمیادم ( که خیلی کم هم بود ) سعی کردم کمک کنم . چند ماه پیش هم که باز به دلیل یک سری مسائل شخصی کلا از اون سایت رفتم
تو این مدت غیر از اون دعوای اولی که گفتم و کمیل شروع کرد یه دعوای دیگه هم بود که مربوط به پاییزه پارسال میشه و مسعود شروعش کرد که انگار دعوای دومی موضوع این دوای جدید بچه ها نیست :دی
بقیه بچه هایی که در این دعوای جدید هستن رو من خیلی وقت نیست میشناسم
در آخر به اون چند نفری که مثل سگ ( :دی) به هم پریدن فقط میتونم بگم خجالت بکشید .
—————————————————
پ ن 1 : انگار یکی در مورد نیومدن من به میتینگ های بچه ها گفته بود که چون اون دفعه که حسین با … اومده میتینگ بچه ها بهش تیکه انداختن دیگه نمیاد. خوب میتونم بگم علت اصلی میتینگ نیومد من اینه که چون بقیه کسایی که تو اون میتینگ ها میرن هم از نظر سنی هم از نظر اخلاقی بسیار با هم اختلاف دارن و کاملا تابلو که سر کوچکترین حرفی با هم مشکل پیدا میکنن من ترجیح میدم بیرون نرم . یادمه اینو خصوصی به مریم هم گفتم که به نظر اینطوری بیرون نرید بهتره . ولی در کل به من مربوط نیست .
پ ن 2 : به مسعود و کمیل : اگه این رابطه ای که تو این دو سه سال داشتید برای خودتون ارزش داره بهتره بدون اینکه مووعات بین خودتون رو به نت بکشونید دو نفری با هم صحبت کنید و مشکلتون رو رفع کنید اگه هم بهتره با این سبک دعوا کردن خودتون رو خراب نکنید
ویرایش
پ ن ۳ : من اون بالا تاریخ اولین باری که کمیل و مسعود رو دیدم نوشته بودم ( البته بعد از یاد آوری خودش باید بگم من از یکم قبلترش با مسعود اشنا شدم حدود عید ۸۵ یا اسفند ۸۴ ). انگار براشون مهمه کی کی میتینگ رفته :دی !!!! تا جایی که یادم میاد مسعود با من اومده بود جشن تولد فکر کنم اولین برای هم که کمیل اومده بود میتینگ نمایشگاه کتاب بود ولی مطمپن نیستم قبل ترش میتینگ رفته بود یا نه چون من تهران نبودم. در ضمن خودم کمیل رو چند باری قبلش دیده بودم که چند تا از بچه ها هم بودن فقط یادمه یه میتینگ توی عید بود که قرار بود هر دوتاشون بیان که پیچوندن .
در ضمن اینو هم بگم که اون پاییز که مسعود شمال بود هر روز تقریبا آن میشد و پست میزد ( یا چت میکردیم) تاکید میکنم که زیاد پست میزد .
تا جایی که من دیدم تو اون سایت کسی خودش رو به کسی نچسبونده بود و من هم همچین چیزی توی این پست ننوشتم در نتیجه از اون دوتا … که مثل … افتادن به جون هم خواهش میکنم اینقدر از این ارجیف بار هم نکنن.